آیا میدانید مشهورترین، انقلابیترین و مطلوبترین ساعتهای تاریخ دو رقیب بزرگ، یعنی اودمار پیگه و پتک فیلیپ، توسط یک نفر طراحی شدهاند؟ این یک اتفاق تصادفی نیست. این، حاصل نبوغ مردی است که به او لقب “پیکاسوی دنیای ساعت” را دادهاند: جرالد جنتا (Gérald Genta). او یک طراح نبود؛ یک هنرمند بود که در اوج یک بحران تاریخی، قوانین ساعتسازی لوکس را برای همیشه تغییرداد. او دستهای کاملاً جدید از ساعتها را خلق کرد که امروزه بر بازار حکمرانی میکنند. این داستان مردی است که چهره ساعتسازی را برای همیشه تغییر داد.
صحنه آماده است: صنعت ساعتسازی در آستانه فروپاشی
برای درک عمق انقلاب جرالد جنتا، باید به وضعیت صنعت ساعتسازی سوئیس در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ بازگردیم. دنیای ساعتهای لوکس، دنیایی محافظهکار، سنتی و کاملاً تعریفشده بود. یک ساعت لوکس مردانه یعنی: یک ساعت گرد، از جنس طلای گرانبها، با بندی از چرم تمساح که زیر سرآستین پیراهن پنهان میشد. فولاد ضد زنگ، مادهای برای ساعتهای ابزاری و ارزانقیمت بود، نه برای اوج تجمل.
در همین زمان، طوفانی از شرق در حال وزیدن بود: “بحران کوارتز”. ساعتهای کوارتز ژاپنی، به رهبری سیکو، به صورت انبوه تولید میشدند، بینهایت دقیقتر از هر ساعت مکانیکی بودند و قیمتی ناچیز داشتند. این بحران، صنعت ساعتسازی مکانیکی سوئیس را تا مرز نابودی کامل پیش برد. برندهای صدساله ورشکست میشدند و هزاران ساعتساز شغل خود را از دست میدادند. در این دوران تاریک، اودمار پیگه به یک معجزه نیاز داشت.
تماس تلفنی که تاریخ را تغییر داد: تولد شبانه رویال اوک
بعد از ظهر ۱۰ آوریل ۱۹۷۰، یک روز قبل از افتتاح نمایشگاه سالانه بازل، ژرژ گولای، مدیرعامل وقت اودمار پیگه، تماسی تاریخی با جرالد جنتا گرفت. او با صدایی مضطرب و فوری، ماموریتی غیرممکن را به جنتا محول کرد:
“آقای جنتا، بازار ایتالیا به ما گفته است که به یک ساعت فولادی بیسابقه نیاز دارد… یک ساعت اسپرت که بتوان آن را با هر لباسی، از لباس غواصی تا کت و شلوار رسمی، پوشید. من به طرحی کاملاً جدید نیاز دارم و باید آن را برای فردا صبح آماده کنید!”
جنتا، که در آن زمان یک طراح آزاد شناختهشده بود، تمام شب را کار کرد. الهام او از کجا آمد؟ از یک خاطره قدیمی: تصویری از یک غواص که در حال بسته شدن کلاه غواصی کلاسیک برنجی بر سرش بود. چیزی که توجه جنتا را جلب کرده بود، هشت پیچ ششضلعی بود که شیشه کلاه را به بدنه فلزی آن محکم میکرد. این تصویر از عملکردگرایی محض و قدرت مکانیکی، جرقه اصلی را در ذهن او زد.
صبح روز بعد، طراح رویال اوک طرح اولیه خود را تحویل داد: ساعتی با قاب هشتضلعی، هشت پیچ آشکار و دستبندی که به صورت یکپارچه با بدنه ادغام شده بود. دو سال بعد، در سال ۱۹۷۲، این طرح به اودمار پیگه رویال اوک تبدیل شد.
-
تاریخچه اودمار پیگه
۱۹۴۶ - ۱۸۷۵
در دهکده لُ براسوس سوئیس، که به «گهواره ساعتسازی لوکس» شهرت دارد، دو دوست دوران کودکی به نامهای ژول لویی اودمار و ادوارد اوگوست پیگه شرکت اودمار پیگه را تأسیس کردند.
-
تاریخچه اودمار پیگه
۲۰۲۳ - ۱۹۷۲
در آستانه نمایشگاه بازلورلد ۱۹۷۲، ژرژ گولای تماسی تاریخی با طراح افسانهای، جرالد جنتا (Gérald Genta)، گرفت و به او ماموریتی غیرممکن داد: "آقای جنتا، من به یک ساعت اسپرت از جنس فولاد نیاز دارم که قبلاً هرگز دیده نشده باشد... و طرح آن را برای فردا صبح میخواهم!"
آناتومی یک انقلاب: کالبدشکافی طراحی رویال اوک
طراحی رویال اوک فقط یک زیباییشناسی جدید نبود؛ یک فلسفه جدید بود.
قاب هشتضلعی و پیچهای آشکار: در زمانی که تمام ساعتسازان سعی در پنهان کردن پیچها داشتند، جنتا با جسارت آنها را به قهرمان اصلی طراحی تبدیل کرد. این هشت پیچ ششضلعی از جنس طلای سفید، نه تنها تزئینی، بلکه کاملاً کاربردی بودند و قاب را به بدنه اصلی ضد آب متصل میکردند. این اولین بار بود که عملکردگرایی مکانیکی به این شکل عریان به نمایش درمیآمد.
دستبند یکپارچه (Integrated Bracelet): این شاید بزرگترین نوآوری جنتا بود. تا پیش از رویال اوک، بدنه ساعت و بند دو جزء کاملاً جدا از هم بودند. جنتا دستبندی طراحی کرد که به صورت ارگانیک و یکپارچه از بدنه ساعت بیرون میآمد. این دستبند که از لینکهای در هم تنیده با پرداختهای متضاد صیقلی و برسخورده تشکیل شده بود، خود یک اثر هنری مهندسی شده بود که نور را به زیبایی منعکس میکرد.
فولاد به مثابه طلا: جنتا اصرار داشت که فولاد ضد زنگ، این ماده صنعتی و فروتن، باید با همان دقت و وسواسی پرداخت شود که طلا و پلاتین پرداخت میشوند. فرآیند ایجاد سطوح برسخورده و لبههای کاملاً صیقلی روی فولاد رویال اوک به قدری پیچیده و زمانبر بود که هزینه تولید آن از بسیاری از ساعتهای طلای آن زمان فراتر میرفت.
صفحه “Tapisserie”: جنتا برای صفحه ساعت نیز یک الگوی منحصربهفرد انتخاب کرد: یک طرح برجسته و چهارخانه به نام “Petite Tapisserie” که توسط ماشینهای حکاکی سنتی و قدیمی (گیوشه) ایجاد میشد و به صفحه، عمق و بافتی بینظیر میبخشید.
واکنش بازار: از شوک تا پرستش
در ابتدا، بازار با شک و تردید به این “هیولای فولادی” ۳۹ میلیمتری نگاه کرد. بسیاری از منتقدان آن را زشت و بیش از حد بزرگ خواندند. اما بازار ایتالیا، که همیشه پیشرو در مد بوده است، به سرعت این طراحی جسورانه را پذیرفت و رویال اوک به موفقیتی عظیم دست یافت. این ساعت نه تنها اودمار پیگه را از بحران نجات داد، بلکه یک دسته کاملاً جدید به نام “ساعت اسپرت لوکس” را خلق کرد.
صاعقهای که دو بار زد: داستان دستمال کاغذی پتک فیلیپ ناتیلوس
چهار سال پس از رویال اوک، در سال ۱۹۷۶، جرالد جنتا شاهکار بعدی خود را خلق کرد. داستان طراحی آن نیز به همان اندازه افسانهای است. گفته میشود او در رستورانی در نمایشگاه بازل، مدیران پتک فیلیپ را در گوشهای میبیند، از پیشخدمت یک قلم و کاغذ میگیرد و در کمتر از پنج دقیقه، طرح اولیه پتک فیلیپ ناتیلوس را روی یک دستمال کاغذی میکشد.
الهام او این بار از پنجرههای کشتیهای بخار (Porthole) بود. ناتیلوس با قاب گرد-هشتضلعی نرمتر و “گوشوارهها”ی کناریاش، نسخهای ظریفتر، ارگانیکتر و دریاییتر از فلسفه اسپرت-لوکس بود. این ساعت ثابت کرد که نبوغ جنتا یک اتفاق یکباره نبوده و او قادر است DNA طراحی خود را با هویت یک برند دیگر تطبیق دهد.
تکمیل سهگانه مقدس و دیگر شاهکارها
نبوغ جرالد جنتا به دو شاهکار محدود نشد.
آیدبلیوسی اینژنیور اسال (IWC Ingenieur SL – 1976): در همان سال، جنتا ماموریت یافت تا مدل کلاسیک و ضد مغناطیس IWC یعنی “اینژنیور” را بازطراحی کند. او با استفاده از امضای خود، یعنی قاب گرد با زه ثابت شده توسط پنج پیچ، این ساعت ابزاری را به یک نماد طراحی مدرن تبدیل کرد و سهگانه خود را تکمیل نمود.
دیگر طراحیهای نمادین: کارنامه درخشان جنتا شامل طراحیهای تأثیرگذار دیگری نیز میشود، از جمله امگا کنستلیشن (Omega Constellation) در جوانی، بولگاری بولگاری (Bvlgari Bvlgari) که از سکههای روم باستان الهام گرفته شده بود، و کارتیه پاشا (Cartier Pasha).
هنرمند در کارگاه خود: برند مستقل جرالد جنتا
در سالهای پایانی عمرش، جنتا که خود را بیش از یک طراح، یک هنرمند میدانست، برند مستقل خود را تأسیس کرد تا بتواند بدون هیچ محدودیتی، پیچیدهترین و خلاقانهترین ایدههای خود را به واقعیت تبدیل کند. در این دوره بود که او برخی از پیچیدهترین ساعتهای جهان را خلق کرد، از جمله Grand Sonnerie که در زمان خود پیچیدهترین ساعت مچی جهان بود.
او همچنین روی دیگر خود را با مجموعه Retrograde Fantasy به نمایش گذاشت؛ ساعتهایی با مکانیزمهای پیچیده که از شخصیتهای دیزنی مانند میکی موس برای نمایش زمان استفاده میکردند. این ساعتها نشان از روحیه بازیگوش و جسور او داشتند که حاضر بود قوانین نانوشته “ساعتسازی جدی” را به چالش بکشد.
سوالات متداول درباره جرالد جنتا
جرالد جنتا که بود؟
چرا طراحیهای جرالد جنتا تا این حد مهم هستند؟
آیا جرالد جنتا فقط ساعتهای فولادی طراحی میکرد؟
نتیجهگیری: میراثی که بر زمان حکمرانی میکند
جرالد جنتا در سال ۲۰۱۱ از دنیا رفت، اما میراث او امروز زندهتر از هر زمان دیگری است. او نه تنها چند ساعت زیبا طراحی کرد، بلکه یک دسته کاملاً جدید از ساعتها را خلق نمود که صنعت را از یک بحران مرگبار نجات داد و مفهوم “لوکس” را برای همیشه بازتعریف کرد.
درک داستان جرالد جنتا، ارزش و اهمیت ساعتهایی مانند اودمار پیگه رویال اوک را دوچندان میکند. این ساعتها تنها یک محصول مهندسی شده نیستند؛ آنها حامل بخشی از روح یک هنرمند، یک رویاپرداز و یک انقلابی هستند که جرأت کرد قوانین را بشکند و زیبایی را در جایی پیدا کند که هیچکس دیگری به دنبالش نمیگشت. این، جادوی ماندگار Gérald Genta است.
















